رها آزاد
در پی راهاندازی کارزار محو کشت مواد مخدر از سوی طالبان در ولایت بدخشان، ولسوالی خاش در روزهای اخیر صحنهی درگیریهای شدیدی میان مردم محل و نیروهای این گروه بود؛ درگیریهایی که به گفتهی منابع محلی، به کشتهشدن دستکم ۹ نفر و زخمیشدن بیش از ۵۰ تن دیگر انجامید. در میان قربانیان جانباخته، یک زن ۴۰ ساله از قریهی «شهران» و یک کودک دوازده ساله دستفروش نیز شامل بود.
رسانهی رخشانه موفق نشد در مورد چگونگی کشته شدن این زن ۴۰ ساله جزئیاتی به دست آورد.
به گفتهی باشندگان محلی، نیروهای طالبان بدون اطلاعرسانی یا هماهنگی قبلی، با ماشینآلات سنگین وارد روستاها شده و مزارع خشخاش را تخریب کردند. اقدامی که خشم دهقانان را برانگیخت و موجی از اعتراضات گسترده را بهدنبال داشت که بیش از یک هفته ادامه یافت.
در جریان این اعتراضات، راههای ارتباطی ولسوالی خاش با مرکز بدخشان و ولسوالی جرم بسته شد. معترضان حضور سنگین نظامی طالبان را نشانهی برخورد قهرآمیز یک حاکمیت با اعتراضات مردمی میدانند.
منابع محلی میگویند پس از سرکوب اعتراضات، طالبان محدودیتهای شدیدی وضع کردند و برای پنج روز خروج مردم از خانههایشان را منع کردند. در این میان، روایتهایی از لتوکوب، خشونت و اهانتهای قومی نیز از سوی مردم محل گزارش شده است.
در میان زخمیشدگان، زنی ۳۲ ساله به نام «رقیبه» که باشندهی همین ولسوالی است، داستان تلخی دارد. او در این رویداد نهتنها همسرش را از دست داده، بلکه خودش نیز از ناحیهی سر و دست چپ آسیب دیده است. رقیبه میگوید: «دست چپم استخوانش کسر کرده. حالا تقریبا دو هفته است از درد زیاد جانم میبراید، اما نه توان رفتن پیش داکتر ره دارم و نه پیسه دوا را. فقط در خانه با زردچوبه و تخممرغ خودم را درمان میکنم؛ اما شب تا صبح از درد زیاد بیدار هستم. هم درد مرگ شوهرم و هم هزار مشکل و غم زندگی»
رقیه در مورد ماجرایی که منجر به مرگ شوهر و زخمی شدن خودش شد میگوید: «ساعت ۹ صبح بود که صدای همسایهها بلند شد که میگفتن ما اجازه نمیتیم زمینهای ماره خراب کنید، از آشپزخانه دویدم به روی حویلی و از دیوار طرف زمینها میدیدم که شوهرم در سر زمینها بود و با طالبها گپ میزدند و جنجال میکردند، و مردم هم زیاد جمع شده بودند، وقتی دیدم که با طالبها یخن به یخن شدن، دویدم طرف زمینها.»
او گفته، در همین اثنا که به سرعت طرف شوهرش میدود، پایش به دروازه بند میشود و به زمین میافتد و استخوان دست چپش کسر میکند، اما بی تفاوت از دردی که دستش دارد سمت شوهرش میرود. ولی شوهرش با مردم محل یکجا شده و میخواهند طالبها ره از محل برانند که در همین اثنا افراد طالبان به سمت مردم محل شلیک میکنند و گلوله به سینهی شوهر رقیبه میخورد. او همانجا جان میبازد. رقیبه در همین گیر و دار رسیدن به جسد شوهرش در بین تودهی بزرگی از مردم سرش به درختی اصابت میکند و زخم شدیدی بر میدارد.
رقیبه میگوید این رویداد در دهم سرطان، صبح روزی که این درگیری شروع شده بود، رخ داده است.
صدایش از پشت گوشی خاموش شد و تنها صدای هقهق گریهاش میآمد؛ در این درگیری، هم شوهرش را از دست داده بود و هم عاید زمینهایی را که تنها منبع درآمد خانوادهی هشتنفرهشان بود.
رقیبه اکنون با چهار دختر، یک پسر سهساله و پدر و مادر پیر همسرش زندگی میکند؛ خانوادهای هشتنفره که نانآورشان را از دست دادهاند. او میگوید: «کسی نیست که به فکر ما باشد. نه کمک داریم، نه دوا، نه امید.»
کریم الله (نام مستعار) ۲۹ ساله که از ساکنان این ولسوالی است، در مورد ماجرای جنگ مردم و طالبان میگوید: «ما با محو کشت تریاک مخالفتی نداشتیم، اما طالبان بدون هیچگونه توضیح و احترام به مردم محل، به خانهها و مزارع ما حمله کردند. بسیاری از نیروهایشان از مناطق دیگر آمده بودند و کوچکترین شناختی از وضعیت خاش نداشتند.»
به گفتهی او، یکی از نیروهای طالبان مردم محل را تحقیر کرده و گفته است: «بروین در تخار و کندز گندم درو کنین. اینجا چه کار دارین با تریاک و چرس؟»
مریم (نام مستعار) ۲۱ ساله و ساکن ولسوالی خاش که کاکای جوانش را در این درگیری از دست داده است نیز سوگوار است.
او میگوید: «صحیح است که کشت تریاک غیر قانونی و جرم است اما چرا همیشه ما باید قربانی باشیم؟ چرا کسی چیزی به مردم هلمند و قندهار نمیگوید، جایی که هزاران هکتار زمین خشخاش است؟ ما مردم غریب و بیچاره هستیم و چارهای نداریم از غریبی و نداری تریاک کشت کردیم نه از مستی.»
در ماه آپریل ۲۰۲۲، ملا هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، دستور داد که کشت خشخاش به شدت ممنوع شود. بر اساس این دستور، مزرعه فرد خاطی از بین خواهد رفت و خود کشاورز هم طبق قوانین شرعی مجازات میشود. از همان زمان، طالبان سیاست تخریب کشتزارهای خشخاش را در افغانستان روی دست گرفتهاند.
اما این که چقدر موفق بودهاند و آیا به صورت یکسان این دستور در تمام افغانستان عملی شده، روشن نیست. بویژه در ولایتهای جنوبی افغانستان که پایگاه اصلی کشت خشخاش در افغانستان بود.
مریم میگوید، طالبان بدون آنکه به مردم توضیحی بدهند یا آگاهشان کنند، با خشم و تهدید وارد قریه شدند: «زمینها را خراب کردند، به مردم ناسزا گفتند، به مرد و زن بیاحترامی کردند. حتا به کودکان رحم نکردند، و اخر هم مردم ما را داغدار کردن و جوانهای ماره کشتند.»
مریم مانند بسیاری از باشندگان خاش، بر این باور است که وقتی نانی برای خوردن نیست و کاری برای زندگی نیست، مردم ناچارند دوباره به کار خشخاش برگردند.
عبدالوکیل (نام مستعار)، ۲۸ ساله که در شهر جدید فیضآباد، مرکز ولایت بدخشان زندگی میکند؛ اما اصالتاً از ولسوالی خاش است، میگوید، یک زن از بستگان او در میان افراد زخمی قرار دارد: «زن کاکایم همان روز در زمینها کار میکرده که جنگ شروع شده، بیچاره از ترس همانجا منتظر که جنگ تمام شود. اما چون جنگ چندین ساعت ادامه پیدا میکند، وقتی میخواهد به خانه برود، در راه مرمی به پای راستش میخورد و زخمی میشود، خوشبختانه جراحتش خیلی شدید نبود و حالا کمی بهتر شده است.»
او اضافه میکند که در روزهای درگیری، تماس با بستگان و خانواده ممکن نبود و راههای ارتباطی قطع بود: «کل راهها بسته شده بود، نه کسی میتوانست بیاید، نه برود. هیچ احوالی از قوم و خویش گرفته نمیشد.»
یکی دیگر از باشندگان محل با حفظ هویتش میگوید، نیروهای تخریب مزارع مواد مخدر طالبان، همان لحظه که وارد خاش شدند و مزارع مردم را با خشم و بدون اطلاعرسانی قبلی تخریب کردند؛ با مقاومت مردم روبرو شدند که در آن درگیری اولیه، مردم محل پنج تا شش تراکتور مربوط به طالبان را به آتش کشیدند .
این منبع گفته است: «زمانی که طالبان به تخریب مزارع شروع کردند، زنها در حال شیره زدن خشخاش بودند و به همین دلیل در این درگیری یک زن کشته شده و تقریبا پنجتا شش زن دیگر زخمی شدند و بعد از اینکه طالبان با مقاومت مردم روبرو شدند، به بازار شهران عقب نشینی کردند و به سمت مرکز ولسوالی خاش رفتند و در آنجا بهطور کورکورانه بر مردم شلیک کردند؛ حتی بر کسانی که هیچ نقشی در ماجرا نداشتند. در نتیجهی این تیراندازی، یک زن زخمی و چند مرد دیگر که تنها برای کار به بازار آمده بودند، کشته و زخمی شدند.»
این منبع نیز اضافه میکند که: «در میان قربانیان، یک دختر پانزدهساله نیز زخمی شده و یک کودک پسر دوازدهساله که در بازار دستفروشی میکرد، در اثر شلیک طالبان جان باخته است: «طفل بیچاره هیچ ربطی به اعتراضات نداشت، فقط برای فروش چیزهای خوردنی آمده بود، اما گلوله خورد و همانجا جان داد. او یک نانآور کوچک برای خانوادهاش بود.»
او میگوید روز بعد، در حالیکه مردم برای ادای نماز جنازهی جانباختگان گرد آمده بودند، نیروهای طالبان دوباره با خشونت وارد صحنه شدند و به سوی مردم شلیک کردند. در نتیجهی این حمله نیز، ۱۵ نفر زخمی و دستکم دو نفر دیگر کشته شدند: «در این درگیریها یکی از دوستهای خودم کشته شد، زینالدین نام داشت، ۲۴ ساله بود، او هشت ماه پیش از ترکیه برگشته بود، و تازه عروسی کرده بود. اما طعم زندگیاش را نچشیده بود که جانش را گرفتند.»
این منبع نیز وضعیت یک زن ۲۴ ساله را که در این درگیریها زخمی شده بود، ناگوار توصیف میکند.
این درگیریها به گفتهی منابع محلی، به کشتهشدن دستکم ۹ تن، زخمیشدن بیش از ۵۰ تن دیگر و بازداشت ۵۰ تا ۶۰ نفر انجامید: «بعد از دو روز تظاهرات، طالبان با اعزام نیروهای زیاد، اعتراضات مردم را با گلوله سرکوب کردند. تا پنج روز فضای خاش کاملاً نظامی بود؛ همهجا محاصره شده بود و هیچکس نمیتوانست از خانه بیرون شود. انگار وضعیت درجهیک نظامی اعلام شده بود.»

