رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

روایت زنان؛ آگست نام دیگر دوزخ است

۱۲ اسد ۱۴۰۱
روایت زنان؛ آگست نام دیگر دوزخ است

عکس:‌ AFP

نویسنده: حوا

یک سال گذشت و اکنون باز ماه آگست از راه رسیده است. می‌دانم که اگست اکنون برای همه‌ای افغان‌ها و برای همه‌ای آن‌هایی که به افغانستان تعلق دارند، در مورد آن می‌نویسند و از آن گزارش‌ می‌سازند، ماه فراموش نشدنی و پر از خاطره‌های تلخ  است. اما برای من آگست فراتر از یک خاطره است.

من از ماه آگست می‌ترسم و از وقتی که وارد این ماه شده‌ایم هراسی وصف‌ناپذیر وجودم را فراگرفته است. بی‌آنکه در اختیارم ته دلم خالی است و حس غمناکی در من جوانه زده است. آگست برای من یک تقدیر است؛ تقدیری شوم که جهان را بر من تنگ و من را به موجودی سربار و غیرضروری بدل کرده است.

در آگست من از نردبان مرتفع به زمین سقوط آزاد کرده‌ام. در خود و در درون خود ویران شده‌ام. آگست برای من زمان نیست، مکان است؛ مکانی دوزخی که من در آن آتش می‌گیرم، می‌سوزم و ذره ذره خاکستر می‌شوم.

من از آگست متنفرم، می‌خواهم آگست از تقویم تاریخ حذف شود و چیز دیگری جایگزین آن شود. دوست‌ندارم آگست در یک چرخه باطل؛ اما هولناک و ‌آدم‌خوار تکرار شود و هرسال پیکر مرا از نو آتش بزند.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

روایت زنان؛ عید و اشک‌های خواهرم از دلتنگی در چهاردیواری خانه

روایت زنان؛ داستان هفت خوان رستم، حکایت ما است

می‌خواهم تقویم بدون آگست باشد و زندگی به پیش از آگست و بعد از آن دوره‌بندی نشود. می‌خواهم ضد کنم و در همان ماه جولای بمانم. نمی‌خواهم وارد آگست شوم. می‌خواهم در جولای سکونت کنم، جولایی هرچند پر از خشونت و فقر؛ اما دارای دریچه‌ای به جهان بیرون، به هوای آزاد. جایی که ‌می‌توانم اندکی باد به گیسوانم بزنم، در بیرون قدم بزنم و با دوستانم بچرخم و گشت و گذار کنم.

آگست نام دیگر دوزخ است. نام توحش و شرارتی است که هجوم می‌آورد و جهان را به جولانگه شر تبدیل می‌کند.

کار من اکنون جنگیدن با آگست است. می‌خواهم این ماه نحس و شوم را از تقویم تاریخ حذف کنم، تاریخ را تغییر دهم و آن را به آنچه که در آن از آگست سخنی نیست تغییر دهم. می‌خواهم دوباره گیسوانم را به باد دهم، می‌خواهم سرودی با آوازی بلند بخوانم، در خیابان قدم بزنم، قهقهه کنم و سرمست از باده‌ی زندگی باشم. من در این ماه سکونت نمی‌کنم، با آن می‌جنگم و آن را از میان بر می‌دارم.

در من نیروی عظیمی وجود دارد. نیرویی مقاومت‌ناپذیر، نیروی پنهان و نامرئی؛ اما قهار و شورشگر. من با این نیرو به جنگ آگست می‌روم و تسلیم آن نمی‌شوم. نمی‌گذارم این دوزخ شوم ماندگار شود. من از آگست رها می‌شوم و از آن سربلند بیرون می‌آیم.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری