شبهای نحس؛ روایتی از چهار شب در بند طالبان
هوای تابستان خیلی گرم بود. آن هم تابستان سوزناک مزارشریف. تمام مردم در فضای خفقان به سر میبردند؛ با روحیههای...
بخوانید...Detailsهوای تابستان خیلی گرم بود. آن هم تابستان سوزناک مزارشریف. تمام مردم در فضای خفقان به سر میبردند؛ با روحیههای...
بخوانید...Details«ای کاش طالبان نبودند و ما اندکی آزادی داشتیم؛ اینهمه محدودیت بر ما اعمال نمیشد و میتوانستیم همانند بقیهی دخترانِ...
بخوانید...Detailsآرزوهایی که درد شدند و بر قلبم سنگنیی میکنند. این روزها افسرده و ناامید از آینده در گوشه اتاق مچاله...
بخوانید...Detailsفرشته(مستعار)دختری که از 5 سالگی به مکتب میرفت و آرزو داشت روزی مهندس شود و شهرش را با ساختمانهای زیباآباد...
بخوانید...Detailsلیلا دختر پانزده سالهیی از افغانستان است که به خاطر محدودیتها و ترس از طالبان در جهنم بیسرنوشتی پاکستان آمده...
بخوانید...Detailsاما تصمیم اخیر گروه طالبان مبنی بر منع زنان از رفتن به دانشگاهها (دولتی و خصوصی) و همچنین کار کردن...
بخوانید...Detailsتا پیش از بسته شدن دانشگاهها بهروی دختران و ممنوعیت کار زنان، در یک دانشگاه خصوصی در شهر کابل استاد...
بخوانید...Detailsعزیزه دانشجوی سال سوم دانشگاه است. او در دانشکده علوم اجتماعی درس میخواند. «وقتی از ورزش منع شدیم، خیلی ناامید...
بخوانید...Detailsزهرا امسال ۱۹ ساله میشد. درست یک هفته به روز تولدش مانده بود که در انفجار مرگبار هشتم میزان در...
بخوانید...Detailsپدر کارگری هستم که با زحمت زیاد، خانوادهی چهار نفری خود را نان میدهم. از وقتی که طالبان برگشته، رخ...
بخوانید...DetailsRegistered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT
Copyright © 2024 Rukhshana