آرزوهایی که درد شدند؛ «طالبان پل رسیدن به هدفم را شکستند»
با مشکلات غیرقابل وصف از غزنی به دانشگاه بلخ میآمدم. به این امید که روزی بازوی پدر پیری باشم که...
بخوانید...Detailsبا مشکلات غیرقابل وصف از غزنی به دانشگاه بلخ میآمدم. به این امید که روزی بازوی پدر پیری باشم که...
بخوانید...Detailsدانشجوی دانشگاه ابن سینا هستم. رشتهی تحصیلیام علوم سیاسی و روابط بینالملل است. درسهایم را با تمام شور، هیجان، آرزوهای...
بخوانید...Details«از تک تک لحظههای که با نرگس سپری کردم؛ از تولدش، قد کشیدنش، زحمتها و تلاشهای بيوقفهاش و سختیهای که...
بخوانید...Detailsسال پنجم تحصیلیاش شده بود. تازه سمستر هفتم را تمام کرده بود. برای این که به پایان دانشگاهش نزدیک شده...
بخوانید...Detailsدستی را روی باسنم حس کردم. باسنم را محکم فشرد. تمام بدنم بیحس شد. احساس کردم در کدام کورهی گداخته...
بخوانید...Detailsدنیا برای فاطمه تاریک میشود. سه فرزندش در آموزشگاه است: دو پسرش آموزگار است و امالنین دخترش هم برای شرکت...
بخوانید...Detailsانیسه در امتحانهای آزمایشی بیشتر از ۳۰۰ نمره میگرفت. انیسه در صنف دانشآموزان ممتاز بود. کارت طلایی داشت. دوسال در...
بخوانید...Detailsمن به دلیل این که پارچههای بمب به سرم اصابت کرده است هیچ چیزی از آن فاجعه دردناک یادم نیست....
بخوانید...Detailsسیماگل و نیلوفر، صبح زود به آموزشگاه میروند. در صنفی که انفجار میشود، سیماگل آنجا نیست. به محض انفجار، سیماگل...
بخوانید...Detailsعقربهی ساعت، 2 بجه پس از چاشت را نشان میدهد. نفیسه و شوهرش تا این زمان شفاخانهها را زیر و...
بخوانید...DetailsRegistered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT
Copyright © 2024 Rukhshana