روایت من از خشونت؛ خشونتی بالاتر از سلب حق کسی نیست
خوشحالی زهرا یک دلیل اصلی داشت. او نه سال در جامعهای درس خوانده بود که هنوز باور دارد که جای...
بخوانید...Detailsخوشحالی زهرا یک دلیل اصلی داشت. او نه سال در جامعهای درس خوانده بود که هنوز باور دارد که جای...
بخوانید...Detailsمریم و خانوادهاش بهخاطر ترس از گذشتهی سیاه طالبان، در روز اول حاکمیت دوبارهی این گروه ترجیح میدهند تا مرکز...
بخوانید...Detailsدانشگاه ما تقریبا هر روز مهمانانهای ناخواندهای داشت: افراد امر به معروف و نهی از منکر طالبان. آدمهایی بالباسهای سفید...
بخوانید...Detailsاین اولین جمعهای بود که فایزه به آموزشگاه کاج رفته بود. «چانس بد فایزه، هر جمعه به دیگر کورسها بهخاطر...
بخوانید...Detailsحالا از آن شش نفر، تعدادی در داخل افغانستان و شماری هم مثل من مجبور به ترک وطن شدیم. من...
بخوانید...Detailsاز نظر من، استخدام دختران در کافه، تابوشکنی بزرگی بود که من کردم. زیرا کارکردن دختران درکافه و رستورانت از...
بخوانید...Detailsرحیمه دلش راضی به این نبود که امباق دوم داشته باشد. اما از ترس مولانا و یا به قول خودش...
بخوانید...Detailsوضعیتی که من با آمدن طالبان تجربه کردم، دردناک، ناامید کننده و تلخ است. حتا یاد آوری آن برایم آزاردهنده...
بخوانید...Details15 ماه است که دور از مستطیل سبز و رینگ مسابقهی بوکس خانهنشین هستم. فکر میکنم این حق دختری نیست...
بخوانید...Detailsاز دانشگاه که بیرون شدم همه بدنم در حالت بیحسی بود و هنوز نمیدانستم آیا افگار شدم یا نه؟ به...
بخوانید...DetailsRegistered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT
Copyright © 2024 Rukhshana