رها آزاد
در جامعهای سنتی مثل بدخشان رانندگی زنان حتا پیش از طالبان در بازارها به ندرت به چشم میخورد و با تجربههای ناخوشایند همراه بود.
وضعیت حالا برای انگشتشمار زنانی که در جادههای شهر فیضآباد بدخشان رانندگی میکنند، بدتر شده است.
این روایت تجربه سه زن راننده از توهین، تحقیر و تهدید به بازداشت آنها در ایست بازرسی طالبان را در هنگام رانندگی بازگو میکند.
رویدا* ۳۱ ساله در ماه سرطان سال گذشته در حالی که دخترش در تب شدید میسوخت و شوهرش سر کار بود، ناگزیر شد با موتر شخصی دخترش را به شفاخانه ببرد. «در مسیر راه، نرسیده به پل شهر کهنه، چند طالب که در ایست بازرسی بودند، موترم را متوقف کردند و بسیار با الفاظ بد و زشت مرا از موتر پایین کردند.»
به گفتهی رویدا، طالبان او را به خاطر رانندگی توبیخ کردند و این کار را برای یک زن شرمآور خواندند. «این کلمات را با وحشت برایم گفتند و در حالیکه دختر دو و نیم سالهام از شدت تب میسوخت، مجبورم کردند از موتر پایین شوم و منتظر شوهرم باشم.»
شوهر رویدا، کارمند یک نهاد خارجی در بدخشان است. هشت صبح سر کار میرود و ساعت چهار بر میگردد.
رویدا و دختر بیمارش که آن روز به دلیل اسهال و استفراغ شدید بیحال بود و گریه میکرد، ساعت ۲ بعد از ظهر در هوای گرم بیشتر از نیم ساعت منتظر ماندند که تا شوهرش به آنجا برسد. «شوهرم از او خدا ناترسها [افراد طالبان] معذرتخواهی کرد، موتر را گرفتیم و رفتیم پیش داکتر.»
رویدا میگوید، در دو سال آخر دوران جمهوریت، او همیشه برای رفتن به محل کار، بازار یا جای دیگر رانندگی میکرده است. «زمانی که خانه آمدیم، شوهرم مرا ملامت کرد که نباید در این شرایط موتر را از خانه بیرون کنم و فکر نکنم که حالا هم مثل دوران جمهوریت میتوانم رانندگی کنم.»
رویدا، مادر چهار فرزند قد و نیمقد و معلم زبان انگلیسی در یک مکتب خصوصی است.
او از نوجوانی به رانندگی علاقهمند بود و رانندگی را از شوهرش یاد گرفت. اما حالا بعد از آن رویداد نمیتواند رانندگی کند چون به گفتهی خودش شوهرش برایش اجازه نمیدهد.
بدخشان از جمله ولایتهایی است که زنان در آن کمتر رانندگی میکنند. هرچند در سالهای پایانی دوران جمهوریت، حضور زنان پشت فرمان گاهی به چشم میخورد، اما پس از بازگشت طالبان به قدرت، این حضور بهندرت دیده میشود.
بسیاری از خانوادهها به دلیل نگرانی از برخورد طالبان، به زنان اجازه رانندگی نمیدهند.
طالبان پس از بازگشت دوباره به قدرت به رغم وضع محدودیتهای فراوان بر جنبههای زندگی شخصی و اجتماعی زنان، اما به طور رسمی، رانندگی زنان در افغانستان را ممنوع نکردهاند. اما دردسرهای افراد طالبان برای زنان در جادهها نیز کم نبوده است.
در گزارشهایی که قبلا رسانهی رخشانه از رانندگی زنان به نشر رسانده بود، آنها گفته بودند که بارها اتفاق افتاده که توسط محتسبان طالبان در خیابان متوقف شده و این افراد مانع رانندگی آنها در شهر شدهاند.
در کنار این دردسرهایی که اغلب خودسرانه و سلیقهای بوده، طالبان توزیع جواز رانندگی برای زنان را متوقف کردهاند.
حسنیه* ۲۴ ساله، ساکن شهر فیضآباد بدخشان هم تجربه تلخی از رانندگی در سایهی حاکمیت طالبان دارد. حسنیه در بهار امسال همراه با خانوادهاش به یک مکان تفریحی در فیضآباد رفته بودند و برادرش به او در آنجا آموزش رانندگی میداد.
او گفته، شش تن از افراد طالبان که آنجا بودند متوجه کار آنها شده و برادرش را به خاطر این کار سرزنش کردند: «به برادرم گفتند، اگر غیرت داشته باشی میفهمی که این کار[رانندگی]، کار زنها نیست. زن باید کار خانه یاد بگیرد.»
حسنیه میگوید قبل از این اتفاق گاهگاهی برادرش برایش رانندگی را آموزش میداد، اما بعد از اینکه برادرش از سوی طالبان مورد تحقیر و توهین قرار گرفت، دیگر برایش رانندگی آموزش نداد. به این ترتیب او نتوانست رانندگی را یاد بگیرد.
حسنیه در یک خانواده ششنفری در شهر فیضآباد زندگی میکند. او محصل سال دوم رشته کمپیوتر ساینس دانشگاه بدخشان بود که طالبان دانشگاهها را به روی دختران بستند.
تجربه سایره نیز متفاوتتر از حسنیه و رویدا نیست.
سایره* ۳۴ ساله اما میگوید، نه در دوران جمهوریت و نه حالا، از رانندگی خاطره خوشی ندارد. چند فرد مزاحم حتا به شیشه موترش سنگ زدند و بارها هم حرفهای کنایهآمیز از مردان شنید. «چهار سال قبل از سقوط، تازه رانندگی را شروع کرده بودم.»
اما از نظر سایره تفاوتی که حالا با گذشته دارد در این است که افراد طالبان زنان راننده را مستقیم توهین میکنند.
او به این تجربه تلخ خود اشاره میکند. «زمستان سال ۱۴۰۳ بود که با مادرم همراه دو تن از زنهای مامایم به مراسم فاتحهخوانی یکی از نزدیکان میرفتیم. ساعت هشت صبح در شهرنو، چهارراهی حاجی قدیر رسیده بودیم و من در سر فرمان موتر بودم. دو نفر از طالبان که در ایست بازرسی بودند، اشاره کردند که توقف کنم و بعد آنجا چهار تا از محتسبین امر بالمعروف هم بودند. وقتی موتر را ایستاد کردم، گفتند، برقعات کجاست؟ از خارجیها تقلید نکنید، زن مسلمان هستید و این کارها زیبنده یک زن مسلمان نیست. منظورش رانندگیام بود.»
سایره در یک خانواده هفتنفری در ناحیه اول شهر فیضآباد زندگی میکند. او دختر بزرگ خانواده است و مسوولیت یک مکتب خصوصی را نیز به عهده دارد.
سایره در دوران جمهوریت برای رفتن به محل کارش از موتر شخصی خود استفاده میکرد؛ ولی میگوید حالا شوق و علاقهاش مثل قبل نیست و نگران است که بازهم به دلیل رانندگی مورد توهین و آزار از سوی طالبان قرار گیرد.
در آن روز افراد طالبان موترش را برای دو روز ضبط کردند. اما با وساطت پدرش و یک بزرگ قومی موتر را دوباره خانه آوردند و تعهد دادند دوباره رانندگی نخواهد کرد.
از آنزمان تا کنون سایره دوباره علنی رانندگی نکرده؛ به جز چندبار پنهانی و در جادههای فرعی.
پیش از این زنان راننده در ولایتهای هرات، جوزجان و بلخ نیز به رسانهی رخشانه تجربههای مشابه از برخورد طالبان را شریک کرده بودند.
*یادداشت: اسمهای مصاحبه شوندگان در این گزارش مستعار انتخاب شده است.

