رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

دختری که با آرزوهایش یکجا دفن خاک شد

۱۴ عقرب ۱۳۹۹

عقربه‌ی ساعت 11:27 دقیقه پیش از ظهر را نشان می‌داد که رضا یاری پیامکی با این مضمون« در دانشگاه کابل حمله شده است» را از بخش امنیتی دفتر کاری‌اش دریافت کرد.

رضا یاری پس از دریافت این پیامک، عاجل گوشی همراهش را برمیدارد به و خواهرش، سهیلا یاری که دانشجوی سال آخر دانشکده« اداره و پالیسی عامه‌‌» دانشگاه کابل بود، تماس می‌گیرد. اما به تماس‌اش پاسخ داده نمی‌شود.

هرباری که خواهرش برخلاف معمول به زنگ‌های رضا پاسخ نمی‌دهد، به نگرانی او افزوده می‌شود. وقتی رضا پس از چندین بار تماس، پاسخی از خواهرش دریافت نمی‌کند، از دفتر بیرون می‌زند و خودش را به دروازه دانشگاه کابل می‌رساند. او با تجمع تعداد زیادی از افرادی مواجه می‌شود که همه دنبال دانشجویان اقاریب شان به دانشگاه کابل آمده بودند. اما تمام راه‌های ورودی به دانشگاه کابل از سوی نیروهای امنیتی مسدود شده بود. جنگ میان مهاجمان و نیروهای امنیتی ادامه داشت. رضا هر لحظه به تلفن خواهرش تماس می‌گرفت اما پاسخی دریافت نمی‌کرد« هر لحظه صفحات مجازی را چک می‌کردم، هر لحظه به تماس‌های مادرم از خانه پاسخ می‌دادم و به سهیلا زنگ می‌زدم».

رضا همه چیز، جز سهیلا را فراموش کرده بود. او از بی‌تابی به خود نمی‌فهمید که کجا می‌رود و چه می‌کند. ساعت‌ها انتظار و اضطراب، حوالی ساعت 3 بعد از ظهر بود که چشم رضا به عکس خونین خواهرش در صفحه فیسبوک در گروه« کابل سکورتی Kabul security  » برخورد. « دنیا سرم تاریک شد افتادم روی زمین  پسر عمه‌ام در کنارم بود و بخاطر تسلای خاطرم گفت که سهیلا نیست.»

رضا از نیروهای امنیتی که نخستین کسانی هستند که پس از پایان حمله با قربانیان مواجه میشوند، تقاضا دارد که دیگر عکس خونینی از قربانیان حملات تروریستی را در صفحات اجتماعی اشتراک گذاری نکنند.« من از نیروهای امنیتی خواهش میکنم که عکس قربانیان را پس از حملات خونین نگیرند و در صفحات اجتماعی پست نکنند. این کار زخمی است که بر قلب وابستگان قربانیان حملات تروریستی تا سالها باقی میماند.»

این مطالب هم توصیه می‌شود:

 روایت مرگ خاموشِ یک قربانیِ انفجار مکتب سیدالشهدا؛ در چهار سال چه بر «مریم محمدی» گذشت؟

 طالبان در غرب کابل یک دختر نوجوان را بازداشت کردند

نقاشی چهره خونین سهیلا یاری
نقاشی چهره خونین سهیلا

با آن که چهره خونین سهیلا یاری برای برادرش کاملا آشکار شده بود، اما رضا  تردید داشت. باورش نمی‌شد که خواهرش در چنین حالتی روی زمین افتاده باشد. رضا وقتی به هوش میاید، به شفاخانه چهارصد بستر می‌رود او پس از ساعت‌ها بررسی شفاخانه‌ها و آمبولانس‌ها، ساعت 9 شب در پیش شفاخانه چهارصد بستر جسد بی‌جان خواهرش را می‌بیند.
« جسد تمام شهدا را در آمبولانس در داخل خریطه‌های پلاستکی انداخته بودند. وقتی زیب یکی از خریطه‌ها را پایین کشیدم، چشمم به صورت سهیلا جان خورد. دیدم که بیک کوچکی که سهیلا همیشه به بازویش آویزان می‌‌کرد، هنوز به بازویش آویزان است و تلفنش آغشته در خون.»

سهیلا یاری و آرزوهایش یکجا دفن خاک شد

درد از دست دادن خواهر جوان که به قول برادرش قرار بود برایش محفل فراغت برگزار کنند، رضا و خانواده‌اش را در یک شوک بزرگ فرو برده است. خواهر و مادر رضا نمی‌توانند در مورد سهیلای 21 ساله حرف بزنند. 

مراسم خاک سپاری سهیلا یاری
مراسم خاک سپاری سهیلا در تپه شهدای جنبش روشنایی

رضا می‌گوید که قرار بود تا چند روز دیگر سهیلا 22 ساله شود و سمستر هفتم آخرین سال دانشگاه‌اش را نیز به اتمام می‌رساند.

 سهیلا در سال 1394 خورشیدی از لیسه‌‌ی نسوان فیضه ولسوالی جاغوری ولایت غزنی فارغ و با کسب بیش از 300 نمبر وارد دانشکده اداره و پالیسی عامه‌ی دانشگاه کابل می‌شود.

سهیلا همزمان با درس‌های دانشگاه، کورس زبان انگلیسی می‌خواند. برادرش می‌گوید که سهیلا تصمیم داشت که پس از سپری کردن امتحان« تافل» به فولبرایت امریکا برود.

سهیلا در سال ۱۳۹۷ خورشیدی از طریق رقابت آزاد موفق به دریافت بورسیه‌ی تحصیلی کشور هندوستان از طریق «شورای روابط فرهنگی هند (ICCR) » می‌‌شود. اما مشوره برادرش سبب شد که سهیلا به هند نرود.

رضا از این که به خواهرش اجازه رفتن به بورسیه هند را نداده است پشیمان است:« دوسال پیش در یک بورسیه هند کامیاب شده بود کارهای خود را طی مراحل می‌کرد همراه من مشورت کرد. گفت اجازه بده که هند بروم و لیسانس خودم را آنجا بخوانم. برایش گفتم که تو این قدر زحمت کشیدی به رشته دلخواه خودت کامیاب شدی، حالا بخوان درس‌ات را اینجا ادامه بده  در جریان تحصیل می‌توانی انگلیسی بخوانی و ماستری‌ات را در بهترین کشور دنیا بخوانی.قبول کرد. ای کاش برایش اجازه میدادم، تا او زنده می‌بود. حالا خیلی پشیمان هستم  از این که چرا برایش اجازه ندادم زجر می‌کشم. حسرت میخورم.»

سهیلا در خوابگاه دانشگاه کابل بود و باش داشت. او آخرین تماس و صحبت‌های که با خواهرش در بیرون از افغانستان و مادرش در دشت برچی کابل داشت، یک روز قبل از کشته شدن‌اش بود.

آخرین حرف‌های که میان سهیلا و مادرش رد و بدل شده، هشدار مادرش از وضعیت بد امنیتی این روزهای کابل است.

رضا می‌گوید که سهیلا روز یکشنبه(11 عقرب) با دوستانش به بازار برای خرید کردن بیرون شده بود که مادرش به او تماس می‌گیرد و از اوضاع بد امنیتی برایش هشدار می‌دهد.« مادرم  برایش زنگ می‌زند و می‌گوید زود به لیلیه برگرد که وضعیت امنیتی خوب نیست.»

سهیلا همراه 18  تن به‌شمول یک کارمند دانشگاه، 16 دانشجوی کلاس چهارم دانشکده اداره و پالیسی عامه و دو دانشجوی دانشکده حقوق در حمله مهاجمان مسلح بر دانشگاه کابل جان باخت و بیش از 40 تن دیگر از دانشجویان زخمی شدند.

جسد بی‌جان سهیلا با تمام آرزوهای که داشت  تاریخ (13 عقرب) در تپه‌ی شهدای جنبش روشنایی به خاک سپرده شد.

پس از مرگ سهیلا اکنون رضا یاری، برادرش هر روز صبح «ساعت پنج» با زنگ تلفن بجا مانده سهیلا از خواب بیدار می‌شود و هر لحظه به او و آرزوهایش می‌اندیشد.«  تلفن‌اش را به ساعت 5 صبح تنظیم کرده بود و هر صبح همین تایم تلفن‌اش زنگ می‌خورد. او بیدار میشد و درسهایش را میخواند، اکنون بجای سهیلا من از خواب بیدار می‌شوم به جوانی، استعداد و آرزوهای که داشت می‌اندیشم.»

موضوعات: پوهنتون کابلتحصیلاتغرب کابل
اشتراک گذاریتوییت

بخوانید...

سازمان ملل: زنان و دختران دارای معلولیت در افغانستان با موانع جدی روبه‌رو هستند
گزارش

یک تحقیق تازه: بدترشدن «چشم‌گیر» وضعیت افراد دارای معلولیت، بویژه زنان زیر سلطه طالبان

۱۴ قوس ۱۴۰۴
رنج روزمره زنان دست‌فروش در خیابان‌های هرات
گزارش

رنج روزمره زنان دست‌فروش در خیابان‌های هرات

۹ قوس ۱۴۰۴
«تمام بندی‌خانه‌ها از شما پر استند»؛ روایت یکی از ۳۰ دختری که طالبان اخیرا آن‌ها را بازداشت کردند
گزارش

«تمام بندی‌خانه‌ها از شما پر استند»؛ روایت یکی از ۳۰ دختری که طالبان اخیرا آن‌ها را بازداشت کردند

۷ قوس ۱۴۰۴
روز جهانی محو خشونت علیه زنان؛ وقوع ده‌ها مورد قتل و خودکشی زنان در افغانستان در یک سال
گزارش

روز جهانی محو خشونت علیه زنان؛ وقوع ده‌ها مورد قتل و خودکشی زنان در افغانستان در یک سال

۴ قوس ۱۴۰۴
خشونت علیه زنان؛ روایت‌هایی از خشونت طالبان با زنان در سرپل: «ناخن‌هایت را از بیخ می‌کشم»
گزارش

خشونت علیه زنان؛ روایت‌هایی از خشونت طالبان با زنان در سرپل: «ناخن‌هایت را از بیخ می‌کشم»

۲ قوس ۱۴۰۴
خشونت علیه زنان: از خانه تا خیابان؛ «چشمش فقط به جاهای خصوصی بدنم بود»
گزارش

خشونت علیه زنان: از خانه تا خیابان؛ «چشمش فقط به جاهای خصوصی بدنم بود»

۱ قوس ۱۴۰۴
  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری