روایت زنان؛ با گذشت بیش از دو سال به هیچ چیزی عادت نکردهام
دانشجوی صنف سوم دانشگاه بودم. هر روز متواتر برای اهداف خود تلاش میکردم. در روز ۱۵ آگست در صنف بودم ...
دانشجوی صنف سوم دانشگاه بودم. هر روز متواتر برای اهداف خود تلاش میکردم. در روز ۱۵ آگست در صنف بودم ...
روایتهایی را که میخوانید، تجربه دو زن از بازداشت و زندان طالبان در افغانستان است. حکیمه مهدوی دختر معترض 25 ...
چشمانم را که باز کردم، در یک اتاق کلینیک مرکز تعلیمات بودم. سیروم تقویتی که داکتر برایم تجویز کرده بود، ...
پس از بستهشدن دروازهی دانشگاهها به روی دانشجویان دختر در خزان امسال، هزاران دانشجوی دختر خانهنشین شدند. با آنهم امید ...
با خستگی در ردیف جلو چوکیهای سالن انتظار نشست. حلقههای سیاه دور چشمانش هنوز هم نتوانسته بود جلوی درخشش چشمان ...
تا دو سال قبل بارها شده بود که روزانه پیشروی دروازهی خانهاش ایستاد میشد و رفتوآمد دانشآموزان مکتب را تماشا ...
آرشیف سه سال کارش به عنوان خبرنگار در رسانههای بلخ، پر از قصهها و روایت رنج زنان است. او میگوید، ...
پاییز در حال بستن چمدانش بود و هوا هم سردتر شده بود. صبح که از خواب بیدار شدم، دیدم آب ...
«زندگی در ایران نیز چیز کمی از حکومت طالبان برایم نداشت.» این روایت زندگی سیاهموی، دختری جوان و شاعر است. ...
آرزوهایی که درد شدند و بر قلبم سنگنیی میکنند. این روزها افسرده و ناامید از آینده در گوشه اتاق مچاله ...
Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT
Copyright © 2024 Rukhshana