رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

روایت زنان؛ هشت ماه بعد از ازدواج، اولین قاعدگی خود را تجربه کردم

۱۴ سنبله ۱۴۰۴
روایت زنان؛ هشت ماه بعد از ازدواج، اولین قاعدگی خود را تجربه کردم

نوریه ( نام مستعار)/ عکس: رسانه‌ی رخشانه

رها آزاد

هنوز از نظر سنی، کودک است، اما بار سنگین انگ «مادر نشدن» را بر دوش می‌کشد. به اصرار شوهرش برای درمان نازایی به یک متخصص زنان در شهر فیض‌آباد مراجعه کرده بود. شوهرش تهدید کرده بود که در صورت باردار نشدن او را طلاق خواهد داد. 

نوریه (نام مستعار) نام دارد، ۱۶ساله است و سه سال از ازدواجش با سیف‌الدین (نام مستعار)، مردی۳۰ ساله، می‌گذرد. نوریه از قریه وخشیر ولسوالی بهارک ولایت بدخشان آمده بود.  

 هر لحظه با دست‌های لاغر و ضعیفش چادر سیاهش را محکم‌تر دور سرش می‌پیچید و شمرده حرف می‌زد: «وقتی کسی ما را خواستگاری کنه، آغایم  ما را پرسان نمیکنه که قبول داریم یا نه. اگر دل خودش شد میته، نشد جواب‌شان میته. مره هم از خاطر ناداری و غریبی دادند. مه سه سال میشه طوی کدم (عروسی کردم) و اولاد ندارم بخاطر تدوای بی‌اولادی آمدم.»

نوریه وقتی این حرف‌ها را  می‌زد، به آسانی می‌شد شرم، ناامیدی و خستگی را  در چهره‌اش دید.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

رویداد ترافیکی در بدخشان جان شش کودک، پنج زن و چهار مرد را گرفت

روایت زنان؛ سالهای تاریکی و درد خانه‌نشینی!

نوریه می‌گوید، در ماه‌های نخست چهارده‌سالگی‌اش در ماه جدی زمستان سال ۱۴۰۱ به اجبار همسر مردی شده که ۱۴ سال بزرگ‌تر از خودش است. در بدل یک قطعه زمین که به پدرش رسیده است.

او گفت: «در قشلاق ما ای گپ عادی است که یک دختر را میده (کسی که هنوز قاعدگی را تجربه نکرده باشد) طوی کنن. مه هم وقتی طوی کدم قبول نداشتم و ندیده بودم شوهرمه. فقط شنیده بودم که ۱۴ سال از مه کده کلان است.»

نوریه در حالی که می‌شد شرم را از صدایش فهمید گفت، هشت ماه بعد از ازدواجش اولین قاعد‌گی‌اش را تجربه کرده است.

افغانستان یکی از کشورهای با بیش‌ترین آمار کودک‌همسری در جهان است. سیاست‌های محدود کننده‌ی طالبان، این وضعیت را تشدید هم کرده است.

گزارش تازه‌ی وزارت خارجه امریکا درباره وضعیت حقوق بشر در افغانستان به نقل از یونیسف یا صندوق کودکان ملل متحد گفته است ۳۹ درصد دختران در افغانستان پیش از رسیدن به ۱۸ سالگی ازدواج می‌کنند. در این گزارش تصریح شده که محدودیت‌های آموزشی طالبان، خطر ازدواج زودهنگام و اجباری را افزایش داده است.

نوریه می‌گوید، شوهرش را در روز عروسی‌اش دیده است. قبل، بعد و تمام آن روز‌هایی که قرار بود عروس شود را به گفته‌ی خودش گریسته است: «هر قدر به اپه‌م (مادرم) گریه کدم و گفتم که مه حالی طوی (عروسی) نمی‌کنم اما کسی گوش نکد و اپه‌م می‌گفت گپ‌آغاته (پدر خود را ) بگیر (قبول کن) هم تو میروی پشت بختت و هم ما از برکت تو چند وقتی صاحب یک لقمه نان میشیم.»

پدر نوریه دهقان است. متعلق به بخش بزرگی از مردم که در نقاط دور دست بدخشان زندگی فقیرانه‌ای دارند: «با همین زمین  که د طوی مه گرفتن، حالی او را باغ جور کردن و روزگارشان نسبتأ خوب میگذره.»

تقریبا سه سال از عروسی نوریه گذشته است. همه به شمول شوهرش انتظار داشتند که او در همان سال اول فرزند به دنیا آورد. اما چنین اتفاقی نیفتاده است.

نوریه می‌گوید، مدام انگ نازایی را تحمل می‌کند. فقط همین نیست، بارها شوهرش هشدار داده که اگر باردار نشود، زن دوم می‌گیرد: «چرا اولاد دار نمیشیم؟ اولاد نکنی مه مجبور زن بگیرم.»

نوریه وقتی اشاره به روزهای نخست ازدواجش می‌کند، ناخواسته بغض راه گلویش را می‌بندد: «وقتی یک هفته تیر شده بود از طویم، مه هر روز گریان کده پیش مادرم می‌رفتم. باز پس شوهرم میامد به سرم و مره خانه می‌آورد. باز چون چندبار اغام (پدرم) جنجال کد، دیگه نرفتم.»

نوریه اضافه می‌کند: «سخت بود، اما آهسته‌آهسته عادت کدم. کار و روزگار خانواده‌ی شوهرم خیلی بالای مه تأثیر نداشت، بخاطر که در خانه‌ی خودمان هم زیاد کار می‌کدم؛ آشپزی، پاک‌کاری، کالاشویی و هر کار دیگه. حالا ای‌جا هم حتا زمین‌ها را خشاوه می‌کنم و به مال‌ها (مواشی) علف می‌برم. یگان‌وقت هم که خُشتامنم (مادر شوهرم) نباشه، بزها را خودم شیر می‌دوشم.»

کار طاقت فرسای روستاها عمدتا به دوش دختران و زنان خانواده است. یا بهتر است بگوییم که دختران از کودکی با انجام کارهای سخت بزرگ می‌شوند.

نوریه نه خودش به مکتب رفته است و نه هیچ‌کس از دختران خانواده‌ی پدر و شوهرش. حتا شوهر نوریه سواد ندارد و خرج خانواده‌ی ۱۱ نفره‌شان را با فروش مواشی و محصولات زراعتی‌شان می‌گذرانند.

سامعه 23 ساله (نام مستعار)، خواهر نوریه در مرکز ولسوالی بهارک همراه با شوهر و سه فرزندش زندگی می‌کند. او نوریه را برای درمان نازایی به متخصص نسایی ولادی آورده است.

سامعه با نگرانی می‌گوید: «نوریه هنوز لایق اولاد نیست، خودش هنوز اوشتک [طفل] است. خودش را جمع و جور کرده نمی‌تواند، چی برسد به بزرگ کردن یک طفل دیگر. ولی شوهرش بالایش فشار می‌آورد و می‌گوید اگر اولاد نکند، زن دیگر می‌گیرد.»

سامعه باور دارد که زندگی خواهرش قربانی فقر شد: «نوریه نه لایق شوهر بود و نه حالی لایق اولاد. اگر نوریه را هم نمی‌داد، آغام در خانه نان خوردن نداشتن حالا.»

پاسخی که داکتر داده است، تا حدودی نوریه و سامعه را خوشحال کرده است. سامعه گفته است: «داکتر گفت نوریه هنوز خورد است و رحمش آماده‌ی حمل گرفتن نیست، اما هیچ مشکل دیگری ندارد. گفتند که شاید در یکی دو سال آینده بتواند باردار شود.»

سامعه می‌گوید: «مادرم می‌گه اگر نوریه  طفل دار نشه، بدبخت می‌شه. یا بیوه می‌شه، یا تمام روز مجبور می‌شه خدمت امباقش را کند. نه آینده دارد و نه روز خوش.»

برای جزئیات بیشتر با متخصصی که نوریه را دیده بود، تماس گرفتم. از او در این روایت با نام مستعار شمسیه رسا، یاد می‌شود. او گفت: «نوریه هنوز کم‌سن است، باید برای او فرصت داده شود. هرچند که قاعدگی را تجربه می‌کند، اما بدنش توانایی بارداری را ندارد. »

این پزشک متخصص توضیح می‌دهد که در سنین پایین، قاعد‌گی به معنای تخمک‌گذاری منظم نیست، رحم و لگن هنوز در حال رشداند. به همین دلیل، احتمال بارداری پایین است و اگر هم اتفاق بیفتد، با خطرهای زیادی همراه خواهد بود: «در یک یا دو سال آینده، با تکامل بدنش، امکان بارداری برای نوریه فراهم می‌شود و خیلی قابل نگرانی نیست.»

براساس گزارش هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد (اوچا)، افغانستان بلندترین آمار مرگ‌ومیر مادران و کودکان در جهان را دارد و در رتبه‌ی هفتم جهان قرار داد.

کاهش شدید خدمات صحی و در نتیجه محرومیت بیشتر زنان از خدمات صحی، محدودیت‌های آموزشی زنان از سوی طالبان و ازدواج در سن پایین سه عامل عمده مرگ‌و میر مادران هنگام زایمان در افغانستان است.

با آنکه افغانستان یکی از بالاترین نرخ‌های مرگ‌ومیر مادران و نوزادان در جهان را دارد، اما گروه طالبان در زمستان ۱۴۰۳ خورشیدی تحصیل دختران در انستیتوت‌های طبی خصوصی را نیز در کنار مکتب و دانشگاه ممنوع اعلام کردند.

سازمان جهانی صحت در اعلامیه‌ای نوشت که ممنوعیت تحصيل دختران در انستیتوت‌های طبی می‌تواند سیستم صحی افغانستان را فلج کند.

کودک‌همسری در بدخشان مثل هرجای دیگری در افغانستان ریشه‌های عمیق دارد. حتا پیش از طالبان هم چنین اتفاق‌هایی به کرات رخ می‌داد.

بی‌بی‌حمیرا (نام مستعار) ۳۵ ساله نیز قربانی کودک‌همسری است. او می‌گوید: «مره ده پانزده‌سالگی عروس کردن و یک هفته بعد از ازدواجم اولین بار مریض ماهوار شدم.»

روایت نوریه و بی‌بی‌حمیرا نمونه‌ای از وضعیت بسیاری از دختران و زنان در افغانستان است؛ دخترانی که برای نجات خانواده از فقر، قربانی پدیده کودک‌همسری شده‌اند.

بی‌بی‌حمیرا که ساکن یفتل پایین در بدخشان و حالا مادر چند فرزند است، برای درمان دختر دو‌ساله‌اش  به شهر فیض‌آباد آمده بود. چیزی که از حدود ۲۰ سال به خاطرش مانده این است: «آن وقت که مرا به شوهر دادن، مه هیچ قبول نداشتم. به زور مرا {به شوهر} دادن، چون شوهرم تازه از پاکستان آمده بود، قاری بود و زندگی‌شان هم خوب بود. ۵۰ هزار به پدرم دادند و مرا گرفتن.»

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری