روایت زنان؛ هنوز امید در ما زنده است
من ریحانه هستم. دختر چهارده سالهای که طالبان حق آموزش، آزادی و یک زندگی معمولی را از او سلب کرده ...
من ریحانه هستم. دختر چهارده سالهای که طالبان حق آموزش، آزادی و یک زندگی معمولی را از او سلب کرده ...
«او خیاط نامدار شهر ما بود. پدر دو دختر خیلی زیبا، اسم دختر بزرگترش ندوش بود. ندوش قشنگ لبخند میزد ...
در پانزدهم دلو سال ۱۳۸۷، تمنا، به عنوان اولین فرزند خانوادهاش در ولسوالی «ناور» ولایت غزنی چشم به جهان بازکرد. ...
با صورتی لاغر و استخوانی در حال حرف زدن با خود است، چیزهایی که میگوید، نامفهوم است. گاهی نگاهش به ...
ماهها میشد که خانه بودیم و جایی نرفته بودیم. توصیف باغ عمومی گلدره را از زبان برادرم که قبلا با ...
دختری در یک روستای دورافتاده و در خانوادهای بسیار سنتی به دنیا آمد. هنگام تولدش، همه دعا میکردند که خدا ...
این روایت، حکایت زندگی زنان و دخترانی در بدخشان است که چرخ روزگارشان به سختی و با سوزن خیاطی میچرخد. ...
ویرجینیا وولف، نویسنده و منتقد مشهور بریتانیایی در کتاب «اتاقی از آن خود» به زنان و دختران توصیه میکند که ...
زمستان بود، هوا سرد و برفی. زمین پوشیده از لایهای سفید، همچون بوم نقاشیای بود که دست طبیعت آنرا کشیده ...
دیریست که صدای زنگ مکتب دیگر در گوشم طنین نمیاندازد. آن صدای آشنایی که نوید شروع روزی پر از شور ...
Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT
Copyright © 2024 Rukhshana