روایت زنان؛ اگر طالبان دروازه دانشگاه را نبسته بودند، امروز فارغ میشدم
چهار سال از عمرم که میتوانست به داشتن یک مدرک دانشگاهی، آینده و ایستادن روی پای خودم ختم شود؛ به ...
چهار سال از عمرم که میتوانست به داشتن یک مدرک دانشگاهی، آینده و ایستادن روی پای خودم ختم شود؛ به ...
شاید نامش در هیچ خبری نیامده باشد؛ اما بخش زیادی از سالهای اخیر زندگیاش سراسر زیر سایهی شکنجه و ترس ...
«وقتی خیلی جگرخون میشوم، بیهوش میشوم. وقتی به هوش میآیم، دو طفلم ده گردم (دور و برم) میتپند. یگان وقت ...
هنوز از نظر سنی، کودک است، اما بار سنگین انگ «مادر نشدن» را بر دوش میکشد. به اصرار شوهرش برای ...
«زمانی که طفل بودم مرا به نام یک کودک دیگر کردند. به این روز ما هیچ فکر نکردند که اگر ...
تمام تلاش بیبی طیبه برای آرام کردن پسرش بینتیجه بود. سمیعالله سه ساله در تب شدید میسوخت. بیبی طیبه هر ...
این روایت یک مادر ۲۸ ساله از سفره خالیاش است. نازنین (نام مستعار) دانشآموختهی شرعیات از دانشگاه بامیان و همسرش ...
ما در خانهی بابهام (پدرکلانم) زندگی میکردیم، با کاکاها و خانوادههایشان. وقتی برگشتم، کاکایم تهدید کرد که باید کشته شوم؛ ...
کشوی چوبی الماری را به آرامی بیرون کشید. با احتیاط چند کاغذ را بیرون آورد و به روی میز کوچک ...
او را در یک بعدازظهر گرم کنار دکانهایی که لباس دستدوم میفروختند، دیدم. بر سر قیمت دودست لباس دست دوم ...
Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT
Copyright © 2024 Rukhshana