روایت زنان؛ داستان هفت خوان رستم، حکایت ما است
شهلا* ۲۴ ساله و از یک ولسوالی دوردست بامیان است. او عضو خانوادهای است که زندگی آنها به کشاورزی گره...
بخوانید...Detailsشهلا* ۲۴ ساله و از یک ولسوالی دوردست بامیان است. او عضو خانوادهای است که زندگی آنها به کشاورزی گره...
بخوانید...Detailsبا ندیمه* تلفنی صحبت کردم. او پشت خط، با احتیاط حرف میزد: «وقتی خونی نیامد، شوهرم دستمال را به صورتم...
بخوانید...Detailsدر یک شب سرد زمستان در ماه دلو سال گذشته، شوهر حمیرا، او و فرزندانش را بهخاطر مخالفت با ازدواج...
بخوانید...Detailsزهرا، خواهرزادهام آرزو دارد خبرنگار شود. صنف چهارم، پنجم و ششم که بود، موهایش را دم اسپی میبست و کت...
بخوانید...Detailsانیسگل * ۴۵ ساله، چهار سال قبل، پس از تسلط طالبان بر افغانستان و از دست دادن شغل شوهرش (که...
بخوانید...Detailsدر حالی که باشندگان پنجشیر، بهویژه زنان باردار، بیش از هر زمان دیگر به خدمات صحی نیاز دارند، روایتهای محلی...
بخوانید...Detailsاین قصه من است. زهرای ۲۰ ساله، دختری با آرزوهای بزرگ. دختری که در امتحان کانکور شرکت کرده بود و...
بخوانید...Detailsبا نگرانی در محوطه ساختمان ناحیه سیزدهم شهر کابل قدم میزدم. منتظر بودم که مدیر ناحیه بیاید و برگه درخواستی...
بخوانید...Detailsمرسل قیصاری- دانشجو در اسلامآباد خانه همیشه یک مکان نیست، گاهی یک صداست، گاهی یک آغوش، گاهی یک مادر و...
بخوانید...Detailsاین روایت شماری از آموزگاران زن در افغانستان است که میگویند، در استخدام آنها تبعیض جدی جنسیتی وجود دارد و...
بخوانید...DetailsRegistered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT
Copyright © 2024 Rukhshana