روایت زنان؛ برچسب «دخترزا» بر پیشانی ریحانه
«وقتی خیلی جگرخون میشوم، بیهوش میشوم. وقتی به هوش میآیم، دو طفلم ده گردم (دور و برم) میتپند. یگان وقت...
بخوانید...Details«وقتی خیلی جگرخون میشوم، بیهوش میشوم. وقتی به هوش میآیم، دو طفلم ده گردم (دور و برم) میتپند. یگان وقت...
بخوانید...Detailsبعدازظهر جمعه بود که آخرین پیامم را برای تهمینه فرستادم. یادم میآید برایش صدا فرستادم تا فضای شلوغ و صدای...
بخوانید...Detailsاسم من عابده مددگار (نام مستعار) است. ساکن شهر مزارشریف. بیشتر از ۱۰ سال به عنوان آموزگار کار کردم. شش...
بخوانید...Detailsخبر در یک جمله خلاصه شده بود: «طالبان به زنان اجازه ورود به زیارتگاه سخی را نمیدهند.» حدود ساعت ۱۰:۴٠...
بخوانید...Detailsبه دیدار فرشته در خانه یکی از همسایههایش رفتم. پشت چرخ خیاطی کهنهای نشسته و شتابزده مشغول دوخت پوش برای...
بخوانید...Detailsکتاب کلکسیون اندوه؛ چالش شاعرانه یک زن افغانستانی یا «COLLECTION DE CHAGRINS – le défi poétique d’une femme afghane »...
بخوانید...Detailsدر روستای دورافتادهای زندگی میکند و شش دهه از عمرش گذشته است. به گفتهی خودش، دستکم ۴۰ سال از این...
بخوانید...Detailsاز وقتی ۱۶ ساله شد، زخم زبان اطرافیانش هم شروع شد. از مادرش میپرسیدند: «آسیه کلان دختر شده، چرا هنوز...
بخوانید...Detailsدر پی موج اخراج اجباری مهاجران افغانستان از ایران و پاکستان، هزاران خانواده بیخانمان شدند که یکی از آنها خانواده...
بخوانید...Detailsاین روایت را مینویسم نه برای این که امیدی به تغییر وضعیت داشته باشم، برای این مینویسم که دستکم در...
بخوانید...DetailsRegistered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT
Copyright © 2024 Rukhshana